
ضرورت تفكر
ما براي مسائلي كه با آنها روبرو هستيم مي انديشيم و با توان تفكر و انديشه خود درصدد حل مسائل و مشكلات بر ميآييم. با كمك انديشه به شناخت ميرسيم و وضعيت فعلي را مورد بررسي قرار ميدهيم و به كمك همين انديشه براي رسيدن به وضعيتي مطلوبتر، برنامهريزي ميكنيم. حال سؤال اينجاست كه آيا در مورد انديشه خود نيز ميانديشيم؟ آيا ميدانيم تفكر (بهعنوان مبناي اعمال و گفتار ما) با چه مسائل و موانعي روبروست؟ ما براي بهبود كيفيت محصول خود، دانش تخصصي خود را افزايش ميدهيم و از تجهيزات دقيقتر و كامپيوترهاي پرقدرتتر و سريعتري استفاده ميكنيم، ولي درمورد بهبود قضاوت خود چه كاري انجام داده ايم؟
واقعيت اين است كه مسائلگوناگوني ما را در خود احاطه كردهاند. جمعيت رو به رشد جوان، فرسوده شدن صنايع و امكانات، محدوديتها و تنگناهاي منابع و انرژي، تغيير و تحولات جهاني و از همه مهمتر افزايش خواستههاي (به حق) ما از كار و زندگي، از جمله اين مسائل هستند. بهراستي كه انسان در عصر حاضر و زندگي كنوني با پيچيدگيهاي بسياري روبروست. تكنولوژي به تنهايي نميتواند مسائل ما را حلكند؛ همانگونه كه هيچ مهندسي تنها با تكيه بر كامپيوتر پرقدرت خود نميتواند سازههاي پيچيده را طراحيكند. از طرف ديگر كمتر ميتوان استراتژيستهايكبير و اَبَرانسانهاي همهكارهاي را يافت كه بتوانند به تنهايي انبوه مشكلات را مرتفع كنند. عصر ما عصر فكرافزار است، فكرافزاري همگاني كه عموم مردم بتوانند از آن استفاده كنند و مسائلشان را به شيوهاي هماهنگ حلنمايند و از ميان موانع بيشمار پيشرو، راهي بيابند؛ مثلاً بتوانند از روي موانع به پرواز درآيند و يا اينكه موانع را دور بزنند و در هر صورت متوقف نشوند و به حركت و پيشرفت خود ادامهدهند. اين حركت و پيشرفت نشانه زندگي است و هرگاه انسان از پيشرفت دست بردارد و امروز و فردايش يكسانشود، از هويت خويش دور افتاده و همانند حيواني تكامل يافته از زندگي يكنواخت و غريزي برخوردار خواهد بود.
فراگيري دانش عملي و كاربردي تفكر، يكي از در دسترسترين راهكارهايي است كه پيش روي ما باز است. فراگيري اين دانش منجر به گسترش هوشمندي، خودآگاهي و هوشياري ميشود. اصوليترين و مؤثرترين راه تعالي و سالمسازي جامعه نيز گسترش خودآگاهي و خداآگاهي است. در واقع سرنوشت انسان و سرنوشت يك ملت را همين رقم ميزند.
با افزايش هوشياري و هوشمندي، صدها مسئلة بهظاهر پيچيدة انسان خودبهخود حلميشود؛ زيرا با وجود هوشمندي بالا اساساً بسياري از مسائل و مشكلات وجود نخواهد داشت. با گسترش عقلانيت (متكي به اعتقادات ديني)، درواقع روند رو به افزايش رشد و پرورش همه جانبة انسان فراهم ميشود.
تا زماني كه افراد جامعه امكان تفكر و تجزيه و تحليل نداشته باشند زمينه بروز رشد و توسعه اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و علمي دچار مشكل خواهد شد. اگر افراد بتوانند بهدرستي و بهخوبي تفكر كنند، بيشتر مسائل فردي و اجتماعي حل شده يا حداقل در روند حل شدن قرار ميگيرد. تفكر سالم و كارا اتفاق نميافتد مگر با تكيه بر روشهاي علمي، آزموده، مجرب، مؤثر و با داشتن زمينهاي از معنويت سالم و اعتقادات ديني؛ زيرا روشنفكران تاريكيزده و متفكران بيمار و گمراه و خداگريز كم نيستند.
متخصصان، پژوهشگران و مديران جامعه امروز نيازمند فراگيري روشهايتفكر هستند. تصميمگيري، برنامهريزي، استدلال، قضاوت، شناخت و بسياري از امور ذهني بر اساس انديشه و تفكر است كه همانند نرمافزار عمل ميكند. چنانچه نرمافزاركامپيوتري خطا و ايراد داشته باشد نميتوان به نتايج آن اعتماد كرد و آنرا مبناي عمل قرارداد. اعمال كسي كه ذهنش را پرورشنداده و از تفكر بدون قاعده و غير روشمند برخوردار است نيز دچار خطاهاي بسياري ميشود.
در فراگيري دانش تفكر، نكتة مهم اين است كه مسائل از انواع گوناگوني برخوردارند و براي هر نوع مسئله يك روش خاصي از تفكر مناسب است. بنابراين لازم است با روشهاي گوناگون تفكر آشنايي داشت و هر نوع مسئله را تنها با يك روش حل نكرد. از مهمترين روشهاي تفكر كه كاربرد فراواني دارند ميتوان به اين موارد اشاره كرد: تفكرتحليلي، تفكرخلاق، تفكرانتقادي، تفكر الگوياب، تفكرمفهومياب و تفكراستراتژيك. اين روشها عليرغم اينكه متعدد هستند، ولي از يك هسته ساده و متمركز برخوردارند و با اندكي تلاش و تمرين توأم با هوشياري ميتوان بر آنها مسلط شد.
ما در آستانه عصر خرد و دانايي قرارگرفتهايم. دانايي سرمايه اصلي اين عصر محسوب ميشود. همانطور كه يك سوپركامپيوتر بدون انرژي الكتريكي بياستفاده ميشود، اطلاعات و تجهيزات نيز در سايه دانايي بهكار ميآيند و استفاده ناآگاهانه (جاهلانه) از اطلاعات و تجهيزات منجر به عواقب و پيامدهاي ناگوار ميشود. تخريبهاي وارد شده به محيط زيست مصداقي از استفاده ناآگاهانه از فنآوري است. دانا كسي است كه بهدرستي ميبيند، ميشنود و درك ميكند. او خود را ميشناسد و بر حدود توانايي خود واقف است و از ظرفيت خود خارج نميشود. او واقعبين است و بر مبناي واقعيت عمل ميكند نه بر مبناي آنچه خود دوست دارد. دانا بهخوبي با ديگران و طبيعت ارتباط برقرار ميكند و قادر است خود را جاي ديگران بگذارد و از زاويه منطق آنان مسايل را ببيند.
تفكر، راهي پيشرو و در دسترس جها نيان براي رسيدن به دانايي است. با تفكر و جستجوگري ميتوانيم آنچه كه نميدانيم و لازم است بدانيم (با توجه به مسئوليت خود) را بدانيم. تفكر و انديشه در احوال خود و اموري كه با آن در ارتباط هستيم، تيرگيهاي كار را بر ما نمايان ميسازد. واقف شدن بر تيرگيهاي كار، گام اول رفع آنهاست.
در مقطع حساسي هستيم و بايد زمينه حضور هرچه گستردهتر تفكر و دانايي در عرصههاي گوناگون جامعه را فراهم آوريم. نشريه حركتدهندگان بهعنوان اولين نشريه تخصصي در زمينه دانشتفكر، با حضور فعال در ميان مديران، محققان، پژوهشگران و بهويژه متفكران يكي از زواياي اين حضور گسترده را به ارمغان ميآورد. ما آگاهانه فكر كردن را ترويج و از آن دفاع ميكنيم. ما از شالوده مديريت و فنآوري حاكم بر جامعه سخن ميگوييم و توجه را به ريشه معطوف ميسازيم. از چرايي و اهميت تفكر ميگوييم و آنرا در حوزه تفكر و بينش منسجم ميسازيم. به روشهاي تفكر اشاره كرده و ردپاي آنرا در دانش متعارف بهخصوص علم مديريت آشكارميسازيم. سعيمان بر اين است كه از بهترِينها بگوييم، از عاملي حركتدهنده و از يك انرژي كه تاروپود دانش است ولي از آن غافل هستيم . . .
از فناوري و پيشرفتهاي علمي سخن خواهيم گفت تا نقش تفكر را در رفع نيازهاي بشر آشكار كنيم و اين سؤال را نيز خواهيم پرسيد كه اصليترين نياز بشر چيست؟ آيا علم پاسخگو است؟
ما در لابهلاي دانش متعارف بهدنبال جرياني زنده هستيم و سعيمان بر اين است كه زنده را از دنياي مردگان جداسازيم. عبور ميكنيم اما همراه با تغيير، پس با ما همراه باشيد اگر در جستجوي تغيير هستيد؛ تغييري پويا و تعالي ساز.