
تكنيكهاي موفقيت
آيا تا به حال به موفقيت فكر كردهايد؟ تاچه اندازه خود را انسان موفقي ميدانيد؟ درنظام فكري و باور شما موفقيت چه جايگاهي دارد؟ آيا تا كنون نظام فكري خود را بررسي كردهايد تا ببينيد موانع ذهني و فكري شما براي دستيابي به كاميابي چه هستند؟ تا چه حد با نظام فكري افراد موفق آشناييد؟
بديهي است پيرامون علم موفقيت، سئوالات زيادي وجود دارد و بيشتر كتب موفقيت ضمن طرح ديدگاه خود و پاسخ دادن به سوالات سعي دارند روشي كاربردي نيز براي موفقيت ارائه دهند. بسياري از آنها روش مورد نظر را به شكلي منظم و گام به گام، تجزيه و تحليل كرده و در پايان تمرينهايي را به خواننده توصيه ميكنند. دراين فرصت كوتاه قصد نداريم اين روشها وتمرينها را بررسي و تحليل كنيم، بلكه بيشتر در پي آنيم كه دريابيم انديشمندان و نظريه پردازان درباره موفقيت چه ميگويند و كليات روشهايي كه ارائه دادهاند چه ميباشد؟
بديهي است شما پس از آشنايي با نظريهها و روشها، ميتوانيد روش مورد نظر و متناسب با خود را انتخاب و دنبال كنيد و در شمارههاي آتي با جزئيات وكاربرد آنها بيشتر آشنا شويد.
اينك ببينيم «موفقيت» يعني چه واز ديد نظريه پردازان مختلف چه معنايي دارد؟
حتماً ميدانيد تعاريف متعدد و متنوعي از موفقيت مطرح شده كه ممكن است به ظاهر متفاوت، به نظر برسند يا برخي از آنها را بيشتر هماهنگ با خود بدانيد. مهمترين يا شايد معروفترين اين تعاريف عبارتند از:
٭ موفقيت يك «عادت» است. اين عادت، زماني واقعي و پايدار ميشود كه مجموعهاي ازالگوهاي اساسي، كامل و بيوقفه را به كار گرفته و دروني كنيم (1).
٭ آنچه را به صورت انديشه، احساس، تصاوير ذهني وكلام ازخود ساطع ميكنيم، همان را به سوي زندگيمان ميكشانيم. انديشههايي كه پيش از اين در سرداشتهايم، وضعيت كنوني ما را آفريدهاند. انديشههاي امروزمان نيز فرداي ما را ميآفرينند. اگر به موفقيت بينديشيم، فردا موفق خواهيم شد(2).
٭ موفقيت، گسترش مداوم شادماني و تحقق فزاينده اهداف ارزشمند، با سهولت و بدون تكاپوست (3).
٭ رمز موفقيت در انجام كاري است كه براي ما جاذبه داشته وآسان باشد (4).
٭ موفقيت يعني رسيدن به هدف، بخصوص اگر با شجاعت، مهارت و تلاش حاصل شده باشد (5).
٭ مهمترين رمز موفقيت ايمان است. به يقين ذهن آدمي آنچه را كه باور كند به منصه ظهور در خواهد آورد؛ بنابراين ضرورت دارد كه به خود و آنچه انجام ميدهيم ايمان داشته باشيم (6).
برخي نظريه پردازان نيز شكست را بررسي ميكنند و معتقدند با خودداري از قرارگرفتن در حالات شكست، ميتوان به موفقيت دست يافت. شكست از ديدگاه آنان ممكن است در يكي از اين سه حالت رخ دهد: 1ـ هدف ما معين و مشخص است ولي روش غلطي براي رسيدن به آن هدف انتخاب كردهايم. 2ـ تلاش فراوان كرده و كليه امكانات را به كار ميگيريم اما هدف برايمان نامشخص است. 3ـ نه هدف مشخص داريم و نه تلاش موثري صورت مي دهيم.
نظر شما درباره موفقيت چيست؟ درباره شكست چگونه ميانديشيد؟ اغلب ما باورهاي نادرستي درباره موفقيت داريم، باورهايي كه به جاي پيروزي، ما را به سمت شكست سوق ميدهند و به دليل وجود اين باورها به جاي پيشروي، درجا ميزنيم و با بهانههايي نظير اينها، موفق نشدن خود را توجيه مي كنيم:
ـ چون افراد خانواده من موفق نيستند من هم موفق نخواهم شد.
ـ تجربه و سن لازم را ندارم .
ـ تحصيل كرده و باهوش نيستم .
ـ موفقيت به شانس و خوش افبالي مربوط ميشود.
ـ قدرت وتوانايي رسيدن به هدف را ندارم.
ـ شكست خيلي وحشتناك است.
ـ سرمايه و پشتيبان ندارم.
ـ استعداد و كارايي ندارم.
ـ ديگر ازمن گذشته است.
…
چنين باورهايي، نه تنها اسباب عدم موفقيت ما را فراهم ميكنند، بلكه حتي تلاش براي تغيير خود و شرايط را نيز، بي حاصل جلوه ميدهند.
اينك سعي كنيد باورهاي مهم و اساسي خود را در زمينه موفقيت فهرست و ارزيابي كنيد. ببينيد كدامها سازنده وكدامها مخربند؟ آيا لازم است در نظام باورهاي خود و پالايش آنها از باورهاي كاذب و گمراه كننده تجديد نظر كنيد؟
شايد لازم باشد نقاط حساس و كليدي مقاومت در برابر موفقيت و توانگري را بشناسيم و با غلبه بر آنها نگرش خود را اصلاح كنيم. به ياد داشته باشيم كه زندگي ما، جلوهگاه افكار و باورهاي ماست. امواج فكري منفي، رويدادهاي منفي و امواج فكري مثبت، وقايع مثبت را به وجود خواهند آورد.
روشهاي متعارف موفقيت:
اكثر نظريهها براي دستيابي به موفقيت و اجتناب از شكست روشهايي را توصيه ميكنند كه مهمترين آنها بشرح زير مي باشند. در شمارههاي آينده اين روشها را با جزئيات بيشتر و مبسوط ارائه خواهيم كرد:
الفـ ـ مديريت زمان
مديريت زمان يعني صرف وقت در جهت انجام كارهايي كه ارزشمند هستند و يا ما را در جهت تحقق اهدافمان ياري ميدهند. براي مديريت بهينه زمان و پرهيز از اتلاف وقت، ميبايست اولاً اهداف و ارزشهاي خود را مشخص كنيم وثانياًَ از اهداف و ارزشهاي خود به طور كامل پيروي كنيم.
براي اين كار، ميتوان بسياري از كارهاي متعارف روزانه را به صورت عادت درآورد و به طورخودكار انجام داد برخي از كارها را ميتوان تجزيه كرد، به درخواستهاي نامقبول يا ناهماهنگ ديگران جواب منفي داد، زماني را به برنامهريزي اختصاص داد، از كمالگرايي اجتناب كرده و قاطعانه به امور رسيدگي كرد.
ب ـ مشخص كردن اهداف
بدون مشخص كردن هدف، نميتوان به آن دست يافت. اغلب، هدف ما مبهم يا غيرواقعي است. با گروهبندي و تعيين اولويت هدفها، ميتوان براحتي برنامه رسيدن به هر هدف را تنظيم كرده و سپس عمل نمود. ميزان موفقيت در هر هدف درزمانهاي مشخص قابل ارزيابي است، اگر ازمسير صحيح و برنامه تعيين شده خارج شده باشيم با ارزيابي ميتوان مجدداً مسير صحيح را برگزيد.
ج ـ تصميمگيري
تنها راه تغيير زندگي، گرفتن تصميم حقيقي است. در نهايت، آنچه سرنوشت و آينده ما را ميسازد، تصميمهاي ماست. اگر تصميم قاطع باشد، هميشه راهي به سوي موفقيت هست. در زمينه تصميمگيري، در شمارههاي آينده مطالب ارزندهاي ارائه خواهد شد.
د ـ افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس و تصحيح «خود پنداره»
اعتماد به نقس، احساسي است كه نسبت به تواناييهاي خويش داريم. عزت نفس نيز ارزشي است كه بر خود مينهيم. هر دو اينها تا حدود زيادي تحت تاثير خودپندارة ما قرار دارند. «خودپنداره» كه اغلب از آن نا آگاهيم، تحت تاثير آموزشهاي والدين و مربيان و انديشههاي ما ميباشد.
اكثر نظريههاي موفقيت بر تغيير «خود پنداره» تاكيد كرده وراههاي ساده و عميقي را پيشنهاد كردهاند .در شمارههاي آينده اين راهها را مورد مطالعه قرار خواهيم داد.
ساير روشهاي تسهيل كننده دستيابي به كاميابي عبارتند از:
ه ـ رهايي از اضطراب و نگراني.
و ـ غلبه بر استرس وافسرگي .
ز ـ ترك عادات نامطلوب.
ح ـ برقراري روابط انساني مطلوب.
ظ ـ رفتار صحيح با جسم و روان (غلبه بر بيخوابي و تنظيم عادات خوب خوردن)
س ـ حل مشكلات و مسائل زندگي و روبه روشدن با آنها به جاي ساده انگاري يا گريز
انجام كليه روشهاي فوق با تفكر و استفاده از راههاي متعارف حل مسئله و روانشناسي موفقيت به سهولت امكانپذير خواهد بود. در شمارههاي آينده ضمن توضيح كامل، راههاي عملي و گام به گام هر روش را در اختيار خوانندگان عزيز خواهيم گذاشت اميد است با ارائه پيشنهادات و نظرات خود، ما را در انجام بهينه اين امر ياري فرماييد.
1. آنتوني رابينز، بسوي كاميابي 1
2. كاترين پاندر
3. ديپاك چوپرا، هفت قانون معنوي موفقيت
4. هنري فورد، توانگران چگونه مي انديشند، اثر آلبرت پويسانت
5. نورمن وينسنت اپيل
6. پويسانت، توانگران چگونه مي انديشند
7. وين داير، ببينيد تاباوركنيد