
رزمنده كيست؟
هوالحي
رزمنده کيست ؟
در تعريفي ساده ، رزمنده همان است که مي رزمد .در واقع رزمنده کسي است که واقعيت رزم را پذيرفته است . اينکه رزم يک واقعيت اجتناب ناپذير است و او هر لحظه با آن سروکار دارد ،به همين دليل در هر لحظه در هرمکان به بهترين شکل ممکن آماده رزم است . رزم به عنوان يک مفهوم دروني يا بيروني . زيرا آنچه که در بيرون به عنوان رزم به نمايش در ميآيد ميتواند مصداق رزم بين دو نيرو در "من " باشد ( خير وشر ،خوب وبد...) يکي از بزار بسيار بزرگ رزمنده در ميدان رزم هوشياري است .او هر لحظه هوشيار و آماده است .در واقع آمادگي دو وجه دارد :
آمادگي دروني وآمادگي بيروني.
هوشياري نيز بخشي از آمدگي دروني است زيرا اگر رزمنده حتي براي يک لحظه هوشياري خود را از دست دهد ،هما نيک لحظه مي تواند منجر به شکست او شود.
از ابزار ديگر رزمنده ، شجاعت وشهامت است . شجاعت وشهامتي بر اساس حقيقت نه توهم ومنيت .يک رزمنده بزرگ ،نميتواند ترسو باشد .زيرا آنکه ترسو است قبل از آنکه برزمد شکست خورده است . رزمنده قوي است وبراي پيروزي در ميدان رزم ، حاضر است از همه چيز خود بگذرد . معيار شکست وپيروزي براي يک رزمنده واقعي ، شکست وپيروزي ظاهري نيست بلکه معيار ، آشکاري آن چيزي است که يک رزمنده بدان ايمان دارد . حال ممکن است اين رزمنده به ظاهر شکست خورده باشد ، امادر واقع اوبرنده ميدان است زيرا که توانسته است نيت بزرگ خودرا آشکار سازد . از آن رو که رزمنده معتقد است که در جهان دو نيروي مخالف هم وجود دارد ، هرلحظه آماده حمله نيروي متضاد است . حال همه چيز بستگي به موضع اين مبارز دارد که اين مبارز از چه موضعي ميرزمد. براي مبارزي که موضعاش خير است به طور طبيعي موضوع رزم ، شر است ،در هر لحظه او به عنوان خواهان خير در پيکار با شر است .چه در درون وچه در بيرون که اين دو ميتوانند تصوير يکديگر باشند از طرف يديگر از آنجا که براي يک مبارز که خواهن نماياندن خير است شر توهمي بيش نيست. قصدبزرگ اين رزمنده نماياندن هرچهبيشتر اين نيروي خير است زيرا آنجا که خير وجود دارد خود به خود شر، محو و نابود ميشود پس يک رزمنده واقعي فقط حقيقت را آشکار ميکند